ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
141
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
در اين جا سيف الدين ايازكوش ، سردسته مملوكان اسدى ، و چند تن ديگر از آنان ، از كردان نيز از ابو الهيجاء سمين و غيره كه جزو لشكر ملك عزيز عثمان بودند ، براى ملك افضل و ملك عادل پيام فرستادند و هواخواهى خود را نسبت به آن دو اعلام كردند و گفتند كه مىخواهند به آن دو بپيوندند و با آنها باشند . همچنين به آن دو توصيه كردند كه بر ضد ملك عزيز با يك ديگر همدست شوند و از دمشق بر او بتازند تا وى را بگيرند و تسليم آن دو كنند . سبب برگشتن ايشان از ملك عزيز عثمان و گرايش ايشان به ملك افضل اين بود كه وقتى ملك عزيز به فرمانروائى مصر رسيد ، به مملوكان ناصرى متمايل شد و به آنان اعتماد كرد و ايشان را برترى داد و به آن اميران اعتنائى ننمود . آنان نيز از اين حركت رنجيدند و به برادرش گرويدند و با ملك افضل و ملك عادل سازش كردند . آن دو تن ، يعنى ملك افضل و ملك عادل نيز براى حمله به ملك عزيز با هم اتفاق كردند و در حضور فرستادگان آن امرا قرار بر اين گذاشتند كه ملك افضل سرزمين مصر را بگيرد و دمشق را به عموى خود ، ملك عادل ، واگذارد . آنگاه ملك افضل و ملك عادل براى جنگ با ملك عزيز از دمشق بيرون شدند . اميرانى كه پيش از اين نام برديم به آنان پيوستند و ملك عزيز كه چنين ديد ، نتوانست آن جا بماند و به حال فرار برگشت و